1 . محیط‌زیست 2 . محیط 3 . بستر نرم‌افزاری
[اسم]

the environment

/enˈvɑɪ.rən.mənt/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 محیط‌زیست

معادل ها در دیکشنری فارسی: محیط زیست
مترادف و متضاد domain habitat nature territory the natural world
  • 1.It would be better for the environment if more people used bikes rather than cars.
    1. برای محیط‌زیست بهتر خواهد بود اگر افراد بیشتری به جای اتومبیل از دوچرخه استفاده کنند.
  • 2.We won't invest in any company that pollutes the environment.
    2. ما روی هیچ شرکتی که محیط‌زیست را آلوده کند، سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم.

2 محیط (environment)

مترادف و متضاد ambience setting situation
a working/learning/home environment
محیط کار/یادگیری/خانه
  • A lot of children suffer because of problems in their home environment.
    بسیاری از بچه‌ها به خاطر مشکلات موجود در محیط خانه‌شان رنج می‌برند.

3 بستر نرم‌افزاری (environment)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان