1 . آزاد
[صفت]

freelance

/ˈfriːlæns/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 آزاد مستقل

معادل ها در دیکشنری فارسی: دارای شغل آزاد
  • 1.I work freelance from home.
    1. من به صورت مستقل در خانه کار می‌کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان