1 . دوباره روی پای خود ایستادن
[عبارت]

get back on one's feet

/gɛt bæk ɑn wʌnz fit/

1 دوباره روی پای خود ایستادن به روال عادی بازگشتن (پس از اتفاقی)

informal
  • 1.After he lost his job, it took him a while to get back on his feet.
    1. پس از آنکه کارش را از دست داد، مدتی طول کشید تا دوباره روی پای خود بایستد.
توضیحاتی در رابطه با get back on one's feet
عبارت get back on one's feet یا روی پای خود بازگشتن، به معنای خود را پیدا کردن و یا استقلال خود را دوباره بدست آوردن پس از یک واقعه یا شکست است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان