1 . غیرمستقیم
[صفت]

indirect

/ɪndəˈrɛkt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more indirect] [حالت عالی: most indirect]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 غیرمستقیم پرپیچ و خم

معادل ها در دیکشنری فارسی: غیرمستقیم
مترادف و متضاد direct
  • 1.These problems are an indirect result of the war.
    1. این مشکلات، نتیجه غیرمستقیمی از آن جنگ هستند [این مشکلات، از پیامدهای غیر مستقیم آن جنگ هستند].
  • 2.We came by an indirect route.
    2. ما از مسیری غیرمستقیم [پرپیچ و خم] آمدیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان