[قید]

offhand

/ˌɔːfˈhænd/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 بدون فکر (کردن) بی‌آمادگی، بی‌تامل

معادل ها در دیکشنری فارسی: ارتجالاً
  • 1.I can’t remember offhand where the file is.
    1. من بدون فکر کردن نمی‌توانم به خاطر بیاورم (آن) فایل کجاست.
[صفت]

offhand

/ˌɔːfˈhænd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more offhand] [حالت عالی: most offhand]

2 بی‌اعتنا بی‌تفاوت

disapproving
  • 1.He was very offhand with me.
    1. او خیلی به من بی‌اعتنا بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان