1 . خرده‌فروشی 2 . به قیمت ... به فروش رسیدن 3 . خرده‌فروشی کردن
[اسم]

retail

/ˈriːteɪl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خرده‌فروشی تک‌فروشی

معادل ها در دیکشنری فارسی: تک‌فروشی خرده‌فروشی
  • 1.department stores and other retail outlets
    1. پاساژها و سایر فروشگاه‌های تک‌فروشی
[فعل]

to retail

/ˈriːteɪl/
فعل ناگذر
[گذشته: retailed] [گذشته: retailed] [گذشته کامل: retailed]

2 به قیمت ... به فروش رسیدن

  • 1.This camera retails for $199.99.
    1. این دوربین به قیمت 199.99$ به فروش می‌رسد.

3 خرده‌فروشی کردن تک‌فروشی کردن

  • 1.The firm manufactures and retails its sportswear.
    1. شرکت لباس ورزشی‌های خود را تولید و (به‌صورت) تک می‌فروشد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان