1 . فائق آمدن (بر موقعیتی دشوار)
[فعل]

to rise above

/raɪz əˈbʌv/
فعل گذرا
[گذشته: rose above] [گذشته: rose above] [گذشته کامل: risen above]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 فائق آمدن (بر موقعیتی دشوار) غلبه کردن، چیره شدن

  • 1.He had struggled hard to rise above his humble background.
    1. او سخت تلاش کرده بود تا بر پیشینه فقیرانه‌اش فائق آید.
  • 2.She had the courage and determination to rise above her physical disability.
    2. او این شجاعت و اراده را داشت که بر معلولیتش غلبه کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان