1 . سرکوب کردن
[فعل]

to subjugate

/ˈsʌbdʒuɡeɪt/
فعل گذرا
[گذشته: subjugated] [گذشته: subjugated] [گذشته کامل: subjugated]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 سرکوب کردن مغلوب کردن، مطیع کردن

مترادف و متضاد conquer overcome subdue liberate
  • 1.a subjugated race
    1. نژادی سرکوب شده
  • 2.The dictator used duplicity in order to subjugate his rivals.
    2. دیکتاتور برای مغلوب کردن رقبایش دغل بازی کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان