1 . زمان‌بندی
[اسم]

timing

/ˈtɑɪ.mɪŋ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 زمان‌بندی

معادل ها در دیکشنری فارسی: زمان‌بندی موقع‌شناسی
  • 1.A perfect timing
    1. یک زمان بندی عالی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان