1 . خسته کننده
[صفت]

vapid

/ˈvæpɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more vapid] [حالت عالی: most vapid]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خسته کننده ملال آور

مترادف و متضاد dull uninteresting lively
  • 1.The vapid conversation bored her.
    1. مکالمه خسته کننده حوصله او را سر برد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان