1 . نان سفید 2 . ساده و سنتی
[اسم]

white bread

/ˈwaɪt bred/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 نان سفید

معادل ها در دیکشنری فارسی: نان سفید
[صفت]

white bread

/ˈwaɪt bred/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more white bread] [حالت عالی: most white bread]

2 ساده و سنتی امل

informal
مترادف و متضاد ordinary traditional
  • 1.She's very white bread.
    1. او خیلی ساده و سنتی است.
توضیحاتی در رابطه با white bread
صفت white bread به توصیف فردی می‌پردازد که سنت‌گرای و معمولی است و علایق و ارزش‌های ثابت و غیرقابل تغییری دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان