خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . نیمکت
2 . بانک
[اسم]
el banco
/bˈanko/
قابل شمارش
مذکر
[جمع: bancos]
1
نیمکت
1.Los bancos del parque están recién pintados.
1. نیمکتهای پارک بهتازگی رنگ شدهاند.
2
بانک
1.Fui al banco a pedir un préstamo.
1. من به بانک رفتم تا درخواست وام کنم.
کلمات نزدیک
parque
gimnasio
restaurante
bar
castillo
fuente
pista de tenis
estadio de fútbol
campo de golf
estación de esquí
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان