1 . دیگری 2 . دیگر
[صفت]

otro

/ˈɔtɾo/
غیرقابل مقایسه
[حالت مونث: otra] [جمع مونث: otras] [جمع مذکر: otros]

1 دیگری دیگر، بقیه

  • 1.Compraron otras galletas.
    1. آنها شیرینی‌های دیگری خریدند.
[ضمیر]

otro

/ˈɔtɾo/

2 دیگر

  • 1.Los panes son ricos, pero no quiero otro.
    1. نان‌ها بسیار خوشمزه هستند، اما من دگر نمی‌خواهم.
  • 2.Me encantan estas paletas. ¿Puedo tomar otra?
    2. من خیلی این آبنبات‌ها را دوست دارم. می‌توانم یکی دیگر بخورم؟
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان