خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . داستانی
[صفت]
narratif
/naʀatif/
قابل مقایسه
[حالت مونث: narrative]
[مذکر قبل از حرف صدادار: narratif]
[جمع مونث: narratives]
[جمع مذکر: narratifs]
1
داستانی
روایتی
1.La force narrative du roman est impressionnante.
1. قدرت داستانی (این) رمان تحسینبرانگیز است.
2.Le style narratif de cet exposé est très vivant.
2. سبک داستانی این مقاله بسیار زنده [با شور و نشاط] است.
تصاویر
کلمات نزدیک
narrateur
narquois
narine
narguer
narcotique
narration
narrer
nasal
nasdaq
nase
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان