1 . چهار
[عدد]

quatre

/katʀ/

1 چهار

  • 1.C'est un hôtel quatre étoiles.
    1. این یک هتل چهار ستاره است.
  • 2.Il a quatre ans.
    2. او چهار ساله است.
  • 3.Il est quatre heures du matin.
    3. ساعت چهار صبح است.
à quatre pattes
چهاردست‌وپا
  • L'enfant marche à quatre pattes.
    بچه چهاردست‌وپا راه می‌‌رود.
le quatre février/juin
چهارم فوریه/ژوئن
  • Il est né le quatre février.
    او چهار فوریه به دنیا آمده‌است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان