[اسم]

die Art

/aːʁt/
قابل شمارش مونث
[جمع: Arten] [ملکی: Art]

1 نوع گونه، شکل

  • 1.Diese art von dingen ist deine Aufgabe.
    1 . این نوع چیزها وظیفه تو هستند.
  • 2.Im Zoo haben sie 34 verschiedene Arten von Vögeln.
    2 . در باغ وحش آنها 34 گونه متفاوت پرنده دارند.
  • 3.In was für einer art von Geschäft sind die tätig?
    3 . آنها در چه نوع کسب و کاری فعال هستند؟

2 روش راه

  • 1.Man kann auf unterschiedliche Art und Weise ein Fest feiern.
    1 . آدم می‌تواند از روش‌ها و راه های متفاوتی یک عید را جشن بگیرد.
  • 2.Seine Art gefällt mir nicht.
    2 . از روش او خوشم نمی‌آید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان