[اسم]

der Arzt

/aːɐ̯tst/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Ärzte] [ملکی: Arztes] [مونث: Ärztin]

1 پزشک دکتر

مترادف و متضاد Doktor Heilkundiger Mediziner
  • 1. Der Arzt meinte, dass ich mich ins Bett legen sollte.
    1 . دکتر باور دارد که من باید در تخت بمانم.
  • 2. Ich muss heute zum Arzt.
    2 . من باید امروز پیش دکتر بروم.
  • 3. Morgen habe ich einen Termin bei meiner Ärztin.
    3 . فردا من یک قرار با دکترم [خانم دکترم] دارم.
  • 4. Wann warst du beim Zahnarzt?
    4 . چه زمانی پیش دندان پزشک بودی؟
کاربرد واژه Arzt به معنای پزشک
واژه "Arzt" معادل آلمانی (پزشک) است و به کسی اطلاق می‌شود که در زمینه پزشکی فعالیت می‌کند. در آلمانی زمانی که از Arzt استفاده می‌شود معمولا به (پزشک) به صورت کلی اشاره می‌شود. برای اشاره به پزشک‌ها با تخصص‌های متفاوت باید به صورت خاص به آنها اشاره کرد، مثلا "Augenarzt" (چشم پزشک)، "Frauenarzt" (پزشک زنان)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان