[اسم]

die Benutzung

/bəˈnʊʦʊŋ/
قابل شمارش مونث
[جمع: Benutzungen] [ملکی: Benutzung]

1 استفاده مصرف

  • 1. Ich ziehe den Stecker nach Benutzung immer aus der Steckdose.
    1 . من همیشه دوشاخه را بعد از استفاده از پریز می‌کشم.
  • 2. Wir müssen für die Benutzung bestimmter Straßen eine Maut bezahlen.
    2 . ما باید برای استفاده از خیابان‌های خاصی عوارض بپردازیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان