[قید]

eigentlich

/ˈaɪ̯ɡəntlɪç/
غیرقابل مقایسه

1 در حقیقت واقعا

  • 1. Die Sängerin nennt sich Arabella. Aber eigentlich heißt sie Uschi Müller.
    1 . خواننده "آرابلا" نامیده می‌شود. اما در حقیقت اسم او "اوشی مولر" است.
  • 2. Was willst du eigentlich von mir?
    2 . واقعا از من چی می‌خواهی؟
  • 3. Wir haben eigentlich eine Gehaltserhöhung erwartet.
    3 . ما در حقیقت انتظار افزایش حقوق را داشتیم.
  • 4. Wir wollten eigentlich Freunde besuchen, aber dann sind wir doch zu Hause geblieben.
    4 . ما در حقیقت می‌خواستیم دوستان را ببنیم، اما بعد در خانه ماندیم.
im eigentlichen Sinne des Wortes...
به معنای واقعی کلمه....
im eigentlichen Sinne bedeutet das ...
در واقع این بدین معناست که...
کاربرد قید eigentlich به معنای در حقیقت
- در حقیقت و برخلاف ظاهر بیرونی
"Er heißt eigentlich Meyer" (در حقیقت او "میر" نام دارد.)
- در اصل و بیان علت واقعی یک امر
".Eigentlich hast du recht" (تو واقعا حق داری.)
".Ich habe eigentlich keine Zeit" (من واقعا هیچ زمانی ندارم.)
[صفت]

eigentlich

/ˈaɪ̯ɡəntlɪç/
غیرقابل مقایسه

2 واقعی اصلی

مترادف و متضاد tatsächlich wirklich
eigentliche Frage/Ereignisse/...
سوال/وقایع/...حقیقی [واقعی]
  • 1. Die eigentliche Frage ist, ob wir uns das neue Haus leisten können.
    1. سوال اصلی این است که آیا ما می‌توانیم خانه جدید را تهیه کنیم.
  • 2. Die eigentlichen Wachstumsraten waren höher als erwartet.
    2. نرخ‌های رشد واقعی بالاتر از انتظار بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان