haben


/ˈhaːbən/

فعل
1
haben [فعل]
1
داشتن

گذشته: hatte   گذشته کامل: gehabt   فعل کمکی: haben صرف
  • 1. آیا ترس داری؟ [آیا می ترسی؟]
  • 2. متاسفانه امروز من وقت ندارم.
  • حوصله چیزی را داشتن
  • 1. من تب دارم.
  • 2. Peter hat Krebs.
    2. پیتر سرطان دارد.
  • گرسنه‌ای؟

فعل
2
haben [بی قاعده] [فعل گذرا]
2
[فعل کمکی]

گذشته: hatte   گذشته کامل: gehabt   فعل کمکی: haben صرف
  • من این را قبلا گفته ام.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان