[قید]

oft

/ɔft/
غیرقابل مقایسه

1 معمولا اغلب

  • 1. Petra treffe ich oft.
    1 . "پترا" معمولا به ملاقات من می‌آید.
  • 2. Wir gehen oft zusammen aus.
    2 . ما معمولا با هم بیرون می‌رویم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان