[اسم]

der Streifen

/ˈʃtʁaɪ̯fn̩/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Streifen] [ملکی: Streifens]

1 نوار خط

  • 1. Das Kleid hat breite Streifen.
    1 . لباس نواری عریض داشت.
  • 2. Zebras sehen aus wie Pferde mit schwarzen und weißen Streifen.
    2 . گورخرها مانند اسب‌هایی با خط‌های سیاه و سفید به نظر می‌رسند.

2 باریکه

3 فیلم

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان