Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . (خود را) محروم کردن
2 . انکار کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to abnegate
فعل گذرا
[گذشته: abnegated]
[گذشته: abnegated]
[گذشته کامل: abnegated]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
(خود را) محروم کردن
2
انکار کردن
1.He attempts to abnegate personal responsibilities.
1. او تلاش میکند تا مسئولیتهای شخصی را انکار کند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
abm
ably
ablutionary
ablution
abls
abnegation
abnegator
abney level
abnormal
abnormal psychology
کلمات نزدیک
ably
ablutions
abloom
ableness
ablegate
abnegation
abnormal
abnormality
abnormally
abnormity
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان