across


/əˈkrɑs/
/əˈkrɒs/

حرف اضافه
1
across [حرف اضافه]
1
آن سو آن طرف

مترادف:   beyond on the other side of past

حرف اضافه
2
across [حرف اضافه]
2
از وسط روی عرض

حرف اضافه
3
across [حرف اضافه]
3
به قسمتی به بخشی

حرف اضافه
4
across [حرف اضافه]
4
سرتاسر تمام

قید
1
across [قید]
1
از عرض از این سو به آن سو

مترادف:   to the other side of
  • او از (عرض) خیابان رد شد.
  • وقتی به رودخانه رسیدم، به آسانی از عرض آن شنا کردم.

قید
2
across [قید]
2
به سمت به طرف

  • وقتی اسم من صدا زده شد، او به سمت من نگاه کرد.
  • او به سمت جایی که من ایستاده بودم حرکت کرد.

قید
3
across [قید]
3
رو به روی

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان