[اسم]

babble

/ˈbæbl/
قابل شمارش

1 شرشر (آب) قل‌قل

2 ورور حرف احمقانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: ور

3 همهمه [صدای حرف زدن چند نفر به‌طور همزمان]

[فعل]

to babble

/ˈbæbl/
فعل ناگذر
[گذشته: babbled] [گذشته: babbled] [گذشته کامل: babbled]

4 شرشر کردن (جریان آب) قل قل کردن، خروش داشتن

a babbling brook
نهر خروشان

5 نامفهوم حرف زدن ورور کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: هذیان گفتن ور ور کردن
  • 1.I have no idea what he was babbling on about.
    1. من هیچ ایده‌ای ندارم که او داشت راجع به چی ورور می‌کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان