bike


/baɪk/
/baɪk/

اسم
1
bike [اسم]
1
دوچرخه

مترادف:   bicycle
Informal
  • 1. She loves her little bike.
    1. او دوچرخه کوچکش را دوست دارد.
  • Let’s go for a bike ride.
    بیا برای دوچرخه سواری برویم.
  • من معمولا با دوچرخه سر کار می‌روم.
  • All stations should provide bike racks for passengers .
    همه ایستگاه‌ها باید برای مسافرها جایگاه دوچرخه تعبیه کنند.

اسم
2
bike [قابل شمارش] [اسم]
2
موتورسیکلت

مترادف:   motorcycle
Informal

فعل
1
to bike [فعل]
1
دوچرخه‌سواری کردن با دوچرخه رفتن

گذشته: biked   گذشته کامل: biked  
Informal
  • My dad bikes to work every day.
    پدرم هر روز با دوچرخه سر کار می‌رود.

فعل
2
to bike [فعل ناگذر]
2
چیزی را با پیک موتوری فرستادن با موتور ارسال کردن

 
Informal
  • من قرارداد را امروز بعدازظهر با پیک برایتان می‌فرستم.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان