bill


/bɪl/
/bɪl/

اسم
1
bill [اسم]
1
صورتحساب قبض

مترادف:   account invoice
  • We got a bill for $23 . 50 .
    ما صورتحسابی به مبلغ 23.50 دلار دریافت کردیم.
  • آنها به خاطر کاری که انجام داده بودند صورتحسابی برای ما ارسال کردند.
  • I paid the bills .
    من صورتحساب‌ها را پرداخت کردم.

اسم
2
bill [قابل شمارش] [اسم]
2
لایحه

اسم
3
bill [قابل شمارش] [اسم]
3
اسکناس

مترادف:   banknote greenback
  • 1. a twenty-dollar bill
    1. یک اسکناس بیست دلاری

اسم
4
bill [قابل شمارش] [اسم]
4
آگهی

مترادف:   poster
  • 1. Post no bills
    1. نصب آگهی ممنوع

اسم
5
bill [قابل شمارش] [اسم]
5
منقار نوک

مترادف:   beak

اسم
6
Bill [قابل شمارش] [اسم]
6
بیل (اسم کوچک مردانه)

فعل
1
to bill [فعل]
1
صورتحساب دادن (هزینه) مطالبه کردن

گذشته: billed   گذشته کامل: billed  
مترادف:   charge
  • The company billed me for several items I didn’t order.
    آن شرکت برای چندین قلم کالایی که من سفارش نداده بودم، به من صورتحساب داد [از من هزینه مطالبه کرد].
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان