[فعل]

to born

/bɔːrn/
فعل گذرا
[گذشته: born] [گذشته: born] [گذشته کامل: born]

1 متولد شده به دنیا آمده

معادل ها در دیکشنری فارسی: زاده متولد
be born (only used in the passive, without by)
به دنیا آمدن (فقط به صورت مجهول و بدون حرف اضافه by)
  • 1. Archie was born in Miami.
    1. "آرچی" در میامی به دنیا آمد.
  • 2. Ellen was born in 1984.
    2. "الن" در سال 1984 متولد شد.
be born into something
در خانواده ... به دنیا آمدن
  • 1. I was born into a good family.
    1. من در خانواده‌ای خوب متولد شدم.
  • 2. She was born into a very musical family.
    2. او در یک خانواده‌ای بسیار اهل موسیقی به دنیا آمد.
be born to somebody
فرزند کسی بودن
  • He was born to German parents.
    او فرزند والدین آلمانی است.
to be born +adj
... مادرزاد به دنیا آمدن
  • Her brother was born blind.
    برادرش کور مادرزاد به دنیا آمد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان