Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . چیزی را به اجرا درآوردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[عبارت]
bring something into force
/brɪŋ ˈsʌmθɪŋ ˈɪntu fɔrs/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
چیزی را به اجرا درآوردن
1.The new law will be brought into force on the first of January.
1. قانون جدید اول ژانویه به اجرا در خواهد آمد.
2.They are hoping to bring the new legislation into force before the end of the year.
2. آنها امیدوارند قانون جدیدقبل از پایان امسال به اجرا دربیاورند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
bring in
bring home to
bring home the bacon
bring forward
bring forth
bring it on
bring not a bagpipe to a man in trouble
bring off
bring on
bring oneself
کلمات نزدیک
matters
blended learning
entrepreneurship
blow cover
blow a kiss
bring into the open
bring to a head
bring to light
bury the hatchet
cast a vote
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان