[اسم]

cake

/keɪk/
قابل شمارش

1 کیک

معادل ها در دیکشنری فارسی: کیک
مترادف و متضاد pastry sweet
  • 1.chocolate cake
    1. کیک شکلاتی
a piece/slice of cake
یک تکه/برش کیک
  • Would you like a slice of cake?
    آیا یک برش کیک می‌خواهی؟
to make/bake a cake
کیک درست کردن/پختن
  • He made a delicious cake.
    او یک کیک خوشمزه پخت.
a birthday/chocolate ... cake
کیک تولد/شکلاتی و...
کاربرد واژه cake به معنای کیک
واژه cake به خوراکی شیرینی گفته می‌شود که از ترکیب آرد، تخم مرغ، کره، شکر و ... در فر پخته می‌شود. کیک‌ها در انواع و اندازه‌های مختلف وجود دارد و اغلب با خامه یا شکلات تزیین می‌شوند. در انگلیسی معمولا وقتی از cake صحبت می‌شود، منظور کیک‌های خامه‌ای لایه‌ای است. به مثال‌های زیر نگاه کنید:
"a piece of cake" (یک تکه کیک)
"a slice of cake" (یک برش کیک)
"to make a cake" (کیک زدن [درست کردن])
"to bake a cake" (کیک زدن [درست کردن])
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان