care


/ker/
/keə/

اسم
1
care [اسم]
1
مراقبت نگهداری

  • معلمان در قبال کودکانی که تحت مراقبتشان هستند، مسئول هستند.

اسم
2
care [غیرقابل شمارش] [اسم]
2
دقت احتیاط

مترادف:   carefulness caution supervision
متضاد:   carelessness
  • با دقت آن را بشوی!
  • Take care that you don't fall.
    [دقت] احتیاط کن که نیفتی.

فعل
1
to care [فعل]
1
اهمیت دادن مهم بودن

گذشته: cared   گذشته کامل: cared  
مترادف:   be concerned mind
  • 1. He genuinely cares about his employees .
    1. او به راستی به کارمندانش اهمیت می‌دهد.
  • 2. او هرگز به ظاهرش خیلی اهمیت نداده است.
  • I don't care what he thinks .
    من برایم مهم نیست او چه فکر می‌کند.

فعل
2
to care [فعل گذرا و ناگذر]
2
دوست داشتن

گذشته: cared   گذشته کامل: cared  
مترادف:   love
متضاد:   dislike hate
  • می‌دانستم که "ایمی" هنوز مرا دوست دارد.

فعل
3
to care [فعل گذرا]
3
مراقبت کردن مواظبت کردن

گذشته: cared   گذشته کامل: cared  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان