[اسم]

carpenter

/ˈkɑrpəntər/
قابل شمارش

1 نجار

معادل ها در دیکشنری فارسی: درودگر نجار
  • 1.My father was a carpenter.
    1. پدرم یک نجار بود.

2 کارپنتر (نام خانوادگی) (Carpenter)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان