[اسم]

cleaner

/ˈkliː.nər/
قابل شمارش

1 نظافتچی خدمتکار

معادل ها در دیکشنری فارسی: نظافتچی
  • 1.Our cleaner comes on Wednesdays.
    1. نظافتچی ما چهارشنبه‌ها می‌آید.

2 تمیزکننده پاک‌کن

a carpet cleaner
تمیزکننده فرش
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان