[اسم]

code

/koʊd/
قابل شمارش

1 رمز کد

معادل ها در دیکشنری فارسی: رمز شناسه کد
  • 1.She managed to crack the code.
    1. او موفق به شکستن رمز شد.
in code
رمزی
  • The message was written in code.
    آن پیام، رمزی نوشته شده بود.

2 قانون

معادل ها در دیکشنری فارسی: نظام‌نامه قانون
مترادف و متضاد law
  • 1.Does your school have a dress code?
    1.
civil code
قانون مدنی
dress code
قانون لباس
  • Does your school have a dress code?
    آیا مدرسه شما قانون لباس دارد [مدرسه شما لباس فرم دارد]؟

3 پیش‌شماره (تلفن) کد منطقه

  • 1.I was given the number, but not the code.
    1. شماره به من داده شد، اما پیش‌شماره نه [داده نشد].
[فعل]

to code

/koʊd/
فعل گذرا
[گذشته: coded] [گذشته: coded] [گذشته کامل: coded]

4 کدنویسی کردن (برنامه‌نویسی)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان