Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . لوس کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to coddle
/ˈkɑːdl/
فعل گذرا
[گذشته: coddled]
[گذشته: coddled]
[گذشته کامل: coddled]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
لوس کردن
نازپرورده کردن
1.She coddles him like a child.
1. او پسر را مثل بچه نازپرورده می کند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
codariocalyx motorius
codariocalyx
coda
cod-liver oil
cod oil
coddled egg
coddler
code
code flag
code of behavior
کلمات نزدیک
coda
cod liver oil
cod
cocoyam
cocoon
code
code name
code of conduct
coded
codeine
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان