[صفت]

commonplace

/ˈkɑmənˌpleɪs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more commonplace] [حالت عالی: most commonplace]

1 عادی پیش پا افتاده

معادل ها در دیکشنری فارسی: پیش پا افتاده
  • 1.Soon it will be commonplace to see the person to whom you are talking on the phone.
    1. به زودی دیدن شخصی که دارید با تلفن با او حرف می زنید عادی خواهد شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان