cook


/kʊk/
/kʊk/

فعل
1
to cook [فعل]
1
غذا درست کردن پختن، آشپزی کردن

گذشته: cooked   گذشته کامل: cooked  
مترادف:   make prepare put together
  • 1. I don't cook meat very often .
    1. من اغلب گوشت درست نمی‌کنم.
  • 2. Who's going to cook supper ?
    2. کی قرار است شام درست کند؟
  • 1. He cooked me lunch .
    1. او برای من ناهار درست کرد.
  • 2. He cooked us a meal .
    2. او برای ما غذا درست کرد.

اسم
1
cook [اسم]
1
آشپز

مترادف:   chef

اسم
2
Cook [قابل شمارش] [اسم]
2
کوک (نام خانوادگی)