[عبارت]

have an influence on

/hæv ən ˈɪnfluəns ɑn/

1 (روی چیزی) تاثیر داشتن (روی چیزی) تاثیر گذاشتن

  • 1.Her grandmother had a considerable influence on Sarah's choice of career.
    1. مادربزرگش در انتخاب حرفه‌ی سارا، تاثیر بسیاری داشت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان