heat


/hiːt/
/hiːt/

اسم
1
heat [اسم]
1
گرما حرارت

مترادف:   hotness warmth
متضاد:   cold
  • 1. I love the heat.
    1. گرما را دوست دارم [هوای گرم را دوست دارم].
  • او می‌توانست گرمای خورشید را در پشتش احساس کند.
  • آتش گرمای شدیدی (از خود) ساطع کرد [تولید کرد].

اسم
2
heat [غیرقابل شمارش] [اسم]
2
شوفاژ

مترادف:   heating
  • می‌توانی کمی شوفاژ را کم کنی؟

اسم
3
heat [غیرقابل شمارش] [اسم]
3
دوره مقدماتی (مسابقه) دوره

  • او در دوره مقدماتی عالی عمل کرد؛ انشاالله در مرحله نهایی نیز به همین میزان عالی عمل کند.

فعل
1
to heat [فعل]
1
گرم کردن داغ کردن

گذشته: heated   گذشته کامل: heated  
  • 1. Heat the oil and add the onions .
    1. روغن را داغ کنید و پیازها را اضافه کنید.
  • 2. من این شیر را در (با) ماکروویو گرم کردم.
  • 3. سیستم به اندازه کافی انرژی تولید می‌کند که چند صد خانه را گرم می‌کند.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان