[صفت]

indiscriminate

/ɪndɪˈskrɪmənət/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more indiscriminate] [حالت عالی: most indiscriminate]

1 آشفته در هم بر هم، بدون تبعیض

مترادف و متضاد random
  • 1.The indiscriminate arrangement of the products made the store confusing.
    1. چینش در هم برهم محصولات مغازه را گیج‌کننده کرده بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان