[صفت]

individual

/ˌɪn.dəˈvɪdʒ.u.əl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more individual] [حالت عالی: most individual]

1 مجزا (به صورت) تک تک

مترادف و متضاد separate single sole
  • 1.Say the individual letters of each word out loud.
    1 . حروف هر لغت را [به صورت] مجزا، با صدای بلند بگو.

2 فردی انفرادی

the individual needs of the children
نیازهای فردی کودکان
[اسم]

individual

/ˌɪn.dəˈvɪdʒ.u.əl/
قابل شمارش

3 فرد شخص

مترادف و متضاد human being person
  • 1.do you know that individual?
    1 . آیا آن فرد را می‌شناسی؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان