[اسم]

individual

/ˌɪn.dəˈvɪdʒ.u.əl/
قابل شمارش

1 فرد شخص

معادل ها در دیکشنری فارسی: نفر شخص فرد کس انسان
مترادف و متضاد human being person
  • 1.do you know that individual?
    1. آیا آن فرد را می‌شناسی؟
[صفت]

individual

/ˌɪn.dəˈvɪdʒ.u.əl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more individual] [حالت عالی: most individual]

2 مجزا (به صورت) تک تک

معادل ها در دیکشنری فارسی: انفرادی مستقل
مترادف و متضاد separate single sole
  • 1.Say the individual letters of each word out loud.
    1. حروف هر لغت را [به صورت] مجزا، با صدای بلند بگو.

3 فردی انفرادی

معادل ها در دیکشنری فارسی: منفرد فردی
the individual needs of the children
نیازهای فردی کودکان
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان