[صفت]

lucky

/ˈlʌk.i/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: luckier] [حالت عالی: luckiest]

1 خوش‌شانس

مترادف و متضاد fortunate in luck unfortunate unlucky
to be lucky to do something
خوش‌شانس بودن در انجام کاری
  • They're lucky to have such a nice office to work in.
    آنها خوش‌شانس هستند که دفتری به آن زیبایی برای کار کردن دارند.
to be lucky that…
خوش شانس بودن که...
  • He's lucky that he wasn't fired.
    خوش‌شانس بود که اخراج نشد.
lucky you/me ...
خوش به حالت/حالم و...
  • "I'm going on vacation." "Lucky you!"
    «دارم به مسافرت می‌روم.» «خوش‌شانسی تو.» [خوش به حال تو]

2 خوش‌یمن

مترادف و متضاد unlucky
  • 1. My lucky number is 13.
    1 . عدد خوش‌یمن من (عدد) 13 است.
[عبارات مرتبط]
  • 4. انتخاب شانسی (نوعی بازی)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان