[اسم]

month

/mʌnθ/
قابل شمارش

1 ماه 30 روز

  • 1. a two-month-old puppy
    1 . یک توله سگ دو ماهه
  • 2. February is the shortest month.
    2 . فوریه کوتاه ترین ماه است.
  • 3. I saw him about three months ago.
    3 . من او راه حدود سه ماه پیش دیدم.
  • 4. She'll be working here for six months.
    4 . او برای شش ماه اینجا کار خواهد کرد.
per/a month
هر ماه
  • 1. She earns $1 000 a month.
    1. او ماهی 1000 دلار در می‌آورد.
  • 2. The rent is £300 per month.
    2. اجاره هر ماه 300 پوند است.
month after month
ماه به ماه
  • Prices continue to rise month after month
    قیمت‌ها ماه به ماه دارند بالا می‌روند.
month by month
ماه به ماه
  • Her anxiety mounted month by month.
    اضطراب او ماه به ماه افزایش یافت.
توضیحاتی در رابطه با month
اسم month به هر یک از 12 ماهی گفته می‌شود که در یک سال وجود دارد و 29، 30 یا 31 روزه است. مثال:
"a two-month-old puppy" (یک توله سگ دو ماهه)
".February is the shortest month" (فوریه کوتاه‌ترین ماه است.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان