[اسم]

morgue

/mɔrg/
قابل شمارش
[جمع: morgues]

1 سردخانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: سردخانه
مترادف و متضاد funeral home mortuary
  • 1.Bodies in the morgue are preserved by low temperatures.
    1. اجساد در سردخانه با دماهای پایین حفظ می‌شوند.
  • 2.There is a slender chance that we can identify the body in the morgue.
    2. احتمال کمی وجود دارد که بتوانیم جسد را در سردخانه شناسایی کنیم.

2 بایگانی راکد

old use
  • 1.In the morgue of the New York Times there are biographies of most famous people.
    1. در بایگانی راکد (روزنامه) نیویورک تایمز زندگی‌نامه مشهورترین افراد موجود است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان