[ضمیر]

neither

/ˈniː.ðər/

1 هیچ یک هیچ کدام (از دوتا)

معادل ها در دیکشنری فارسی: هیچ‌یک هیچ‌کدام
  • 1.Luckily, neither child was hurt in the accident.
    1. خوشبختانه هیچ یک از بچه ها در حادثه آسیب ندید.
  • 2.Neither of us had ever been to London before.
    2. هیچ یک از ما قبلا در لندن نبودیم. [قبلا به لندن نیامده بودیم]
  • 3.They gave us two keys, but neither worked.
    3. آنها به ما دو کلید دادند، اما هیچ کدام کار نکرد.
  • 4.Which one would you choose? - Neither.
    4. کدام یک را انتخاب می کردی؟ - هیچ کدام.
[قید]

neither

/ˈniː.ðər/
غیرقابل مقایسه

2 همینطور

  • 1.Jerry doesn't like it, and neither do I.
    1. "جری" از آن خوشش نمی آید، و من هم همینطور.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان