newspaper


/ˈnuːzˌpeɪ.pər/
/ˈnjuːzˌpeɪpə/

اسم
1
newspaper [اسم]
1
روزنامه

مترادف:   paper print
  • او هرگز روزنامه نمی‌خواند.
  • We don’t get a newspaper ; we tend to watch the news on TV .
    ما روزنامه نمی‌خریم؛ ما عادت داریم اخبار از تلویزیون تماشا کنیم.
  • من راجع به آن در روزنامه خوانده‌ام.
  • آیا روزنامه (روزانه) می‌خری؟
  • من یک گزارش بسیار جالب درباره جنگ در روزنامه خواندم.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان