[صفت]

original

/əˈrɪdʒ.ən.əl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more original] [حالت عالی: most original]

1 اولیه مبتکرانه، نوین، اصیل

معادل ها در دیکشنری فارسی: ابتکاری اولیه
مترادف و متضاد innovative novel primary commonplace
original idea/plan/design ...
ایده/نقشه/طراحی و... اولیه [مبتکرانه]
  • 1. Her essay was full of original ideas.
    1. مقاله او پر از ایده‌های مبتکرانه بود.
  • 2. That was my original plan.
    2. آن نقشه اولیه من بود.

2 اصل

معادل ها در دیکشنری فارسی: اصل فابریک اصلی
مترادف و متضاد authentic genuine fake
  • 1.The original painting is now in the National Gallery in London.
    1. نسخه اصل نقاشی اکنون در نگارخانه ملی در لندن است.
an original drawing
یک نقاشی اصل
[اسم]

original

/əˈrɪdʒ.ən.əl/
قابل شمارش

3 اصل (اثر هنری)

معادل ها در دیکشنری فارسی: عین
مترادف و متضاد archetype prototype
  • 1.At that price, you could have bought an original!
    1. با این قیمت می‌توانستی اصلش را بخری.
  • 2.Send out the photocopies and keep the original.
    2. فتوکپی‌ها را ارسال کنید و اصل را نگه دارید.
  • 3.This is the copy of the painting - the original is in the museum.
    3. این کپی نقاشی است - اصل (اثر) در موزه است.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان