[اسم]

pal

/pæl/
قابل شمارش

1 رفیق دوست

معادل ها در دیکشنری فارسی: دوست رفیق
مترادف و متضاد friend
  • 1.We've been pals for years.
    1. ما سالهاست با هم رفیق هستیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان