[اسم]

pilot

/ˈpɑɪlət/
قابل شمارش

1 خلبان

معادل ها در دیکشنری فارسی: خلبان هوانورد
مترادف و متضاد airman flyer
a fighter/helicopter/airline pilot
یک خلبان جنگنده/هلیکوپتر/خطوط هوایی [مسافربری]

2 قسمت آزمایشی (برنامه تلویزیونی)

3 ناوبر (کشتی) راهنما، سکاندار

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان