[صفت]

pleased

/pliːzd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more pleased] [حالت عالی: most pleased]

1 خوشحال راضی

معادل ها در دیکشنری فارسی: خوشوقت راضی مشعوف
مترادف و متضاد delighted glad happy dissatisfied unhappy
  • 1.Are you pleased about John's promotion?
    1. آیا از ترفیع "جان" خوشحالی؟
  • 2.I'm pleased to hear you're feeling better.
    2. خوشحالم می‌شنوم حالت بهتر شده است.
  • 3.I'm really pleased with your work this term.
    3. من واقعا از کار تو در این ترم راضی هستم.
  • 4.We're so pleased that you're able to come to the wedding.
    4. ما بسیار خوشحالیم که شما می‌توانید به عروسی بیایید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان